فعل “دمب خروسی کردن” تنها یک بار توسط فردی موسوم به هاجر، تازهعروس، ساکن شهرری از توابع استان تهران استفاده شده. از سرنوشت هاجر و چگونگی دمب خروسی کردن اطلاعی در دست نیست و این فعل بیخود جایی را در دستور زبان فارسی اشغال کرده.
فعل “دمب خروسی کردن” تنها یک بار توسط فردی موسوم به هاجر، تازهعروس، ساکن شهرری از توابع استان تهران استفاده شده. از سرنوشت هاجر و چگونگی دمب خروسی کردن اطلاعی در دست نیست و این فعل بیخود جایی را در دستور زبان فارسی اشغال کرده.
با توجه به جر جر هاجر اسميه كه بيشترين پتانسيلو براي دمب خروسي كردن داره
شهرری آرایهی مستتره؟
تحویل بگیر:
بارون میاد نم نم
پشت خونه ی عمه ام
به جای هاجر ما از عمه استفاده میکنیم که روابط خانوادگی باشه.
البته این موضوع بازم تکلیف دمب خروسی کردن رو مشخص نمیکنه…
چرا تشویش اذهان می کنی؟ دو تا هاجر هست کلاً.. یکیش کاناداس 4 سالشه اون یکی هم هنو شوهر نکرده دوس پسر داره فرار کرده پاش شکسته هنوز برنگشته خونه.
هاجر از عوامل خائن و فریب خورده است که برای انحراف گفتگوهای ژنو و پیشرفت ایران اسلامی دست به این کار ضد انسانی و اسلامی زده !
گذاشته بودم یه پست برم براش وقتی بارون اومد. ذهن منم خیلی مشغول کرده بود
چه باحال زبل خان چلمن خان
بدین ترتیب به یکی از بزرگترین سوالات من از بچگی تا حالا پاسخ داده شد
موضوع اینه که همه چیز بر میگرده به موهای هاجر،
در روزگاران قدیم مد بوده موها رو دم اسبی میکردن اما نقل است که هاجر بانوی متجددی بوده که تو روز عروسی اش به جای اینکه موهاش رو دم اسبی ببنده چون جوانان سوسول این روزگار موهاش رو دم خروسی کرده که خب اینم نشون از متجدد بودن اوشونه و همین امر باعث شده که اسمش کماکان تو تاریخ بمونه
جناب، من متوجه نشدم. در قطعه ی مزبور چنین فعلِ مجعولی که ادعا فرموده اید وجود ندارد. التفات بفرمایید شاعر می فرماد:
“بارون میاد جرجر و (لاب لاب لاب)
…
هاجر عروسی داره
دمبِ خروسی داره”
فلذا تا جایی که حافظه ی بنده یاری می کنه فعلی با این مضمون که “دمبِ خروسی کرده” در این شعر نبوده که؟ ها؟
واااااااااي عالي! D:
چقدر توي بچگي فكر مي كردم اين دمب خروسي كرده يعني چي؟
ولي اونوقتا فكر مي كردم حتما چيز خوبيه. مثل عروسي شاد و مثل دم خروس رنگ و وارنگ و پرزرق و برقه.
خيلي خوب بود.
مگه دمب خروس هم میکنن؟ البته قدیم هاجر دمب خروسی رو داشت ولی هنوز نکرده بودش!
دم خروس داشتن!!! اصطلاح عاميانه به معنی بهانه .. دم خروسي در دست دارد; برگه دزدي يا نشانه کاري زشت
قسمت را باور کنم يا دم خروس را .. دم خروس نمايان است
از مثل ها ست