سیاه‌پوشا

17 06 2009

با اینکه دارن سیاه‌پوشا از توی شط کوچه‌ها

جمع می‌کنن ستاره‌های پرپرو

با اینکه دارن عزادارا از زیر آوار و جنون

درمیارن کفترای خاکسترو

با اینکه بوی تفتیش و خون پیچیده توی قصه‌ها

با اینکه صدای انفجار مرثیه‌خونه همه‌جا

هنوزم می‌شه قربانی این وحشت منحوس نشد

هنوزم می‌شه تسلیم شب و اسیر کابوس نشد

می‌شه باز سنگر از ترانه ساخت و به قرق سر نسپرد

هنوزم می‌شه عاشق شد و از ستاره مأیوس نشد

با اینکه داس دلهره گردن این دقیقه‌ها رو می‌شمره

با اینکه آینه از شب و گریه پره

با اینکه تو ماهتاب و آب صدای کوچ است و شتاب

با اینکه تو پستوی ذهن همه‌کس رد گریزه و قفس

هنوزم…

+


کارها

اطلاعات

یک پاسخ

30 06 2009
من مجازی

این روزا، من این آهنگ ابی رو روزی چند بار می‌گوشم. عجیب شبیه ایران امروزیه.
مرسی زبل‌خان. 8005

دیدگاه‌تان را بنویسید: